آهنگ آشنا
 
قالب وبلاگ
نويسندگان

این روزها زوایای دلم را می کاوم . از گوشه ای رد پای غبار آلود کینه و نفرت را

می زدایم و به سراغ گوشه ی دیگر می روم ، جایی که از نامهربانی دیگران

زخم خورده ! با مرهمی از فراموشی روی زخمها را می پوشانم تا دیگر این

زخمها سر، باز نکند و من بتوانم با آنهایی که بر دلم زخم زده اند مهربان باشم .

فرصت زیادی ندارم ، تا نوشدن سال چیزی باقی نمانده و من به دل وعده داده 

ام آن گاه که بهاران شد ، بهاری اش کنم.

 باید به گوشه، گوشه ی این دل سرک بکشم و دلم را تازه کنم .

 می خواهم میهمانان بهار را با شکوفه های دلم پذیرا باشم.

 

[ یکشنبه ۱۳۸٩/۱٢/۱٥ ] [ ۱٢:٠٦ ‎ق.ظ ] [ ]